وى ، قبل از دورهء ملوك الطوائفى وجود داشت . و كشور را در زير سلطهء يك پادشاه قرار دهد .
مىگويند زادگاه او قريهاى از قريههاى استخر فارس بود كه آن را طيروده ( يا ، چنان كه در تاريخ طبرى آمده : طيروده ) ، مىخواندند .
نياى او ساسان ، مردى دلير و فريفتهء نخجير بود .
ساسان با زنى از دودهء شاهان پارس كه بازرنگيان خوانده مىشدند ، زناشوئى كرده بود و در استخر فارس آتشكدهاى به نام آتشكدهء آناهيتا ( ناهيد ) را پاسدارى مىكرد .
ثمرهء زناشوئى ساسان پسرى بود كه بابك ناميده شد .
بابك همين كه بزرگ شد ، جانشين پدر خود گرديد و پس از در گذشت وى به رسيدگى به كارهاى مردم پرداخت .
بابك نيز داراى فرزندى شد كه اردشير بود .
در آن زمان فرمانرواى استخر فارس پادشاهى از سلسلهء بازرنگيان بود كه جوزهر ( گوزهر يا گوچيهر ) خوانده مىشد .
گوزهر خواجه سرائى داشت به نام تيرى كه او را به عنوان ارگبد ( يعنى : رئيس ارگ يا نگهبان دژ ) در دارابگرد گماشته بود .
هنگامى كه اردشير به هفت سالگى رسيد ، پدرش او را به نزد گوچيهر فرستاد و از او درخواست كرد كه او را پيش تيرى در دارا بگرد بفرستد تا تيرى - كه خواجه بود و نمىتوانست داراى فرزندى شود - وى را به فرزندى بپذيرد .
گوچيهر اين درخواست را پذيرفت و اردشير را به دارا بگرد نزد تيرى فرستاد .
تيرى نيز اردشير را گرامى داشت و به فرزندى قبول كرد .
پس از درگذشت تيرى ، اردشير به جاى وى نشست و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٨