تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ولى خداوند آنان را هدايت فرمود و به خداپرستى گرويدند . شريعت ايشان شريعت عيسى عليه السلام بود . » برخى گمان برده‌اند كه اصحاب كهف پيش از مسيح بودند و حضرت عيسى عليه السلام قوم خود را از سر گذشت ياران غار آگاه ساخت . همچنين ، خداوند ياران غار را پس از بر آسمان رفتن مسيح ، از خوابشان بر انگيخت . ولى روايت نخستين درست‌تر است . سبب ايمان آوردن ياران غار به آئين مسيح اين بود كه يكى از حواريان عيسى به شهرستان رسيد و خواست داخل شهر شود . ولى به دو گفتند : « بر دروازهء اين شهر بتى است كه كسى تا در برابرش به سجده نيفتد نمىتواند وارد شهر شود . » آن حوارى كه اين سخن شنيد ، داخل شهر نشد و به گرمابه‌اى رفت كه نزديك شهر بود . در آن گرمابه كارگر شد و به دلاكى پرداخت و چيزى نگذشت كه صاحب گرمابه ديد بر اثر وجود او سود گرمابه فزونى يافته و مشتريان او زياد شده و جوانان به دو دلبستگى پيدا كرده‌اند . آن حوارى به آموزش جوانانى كه پيرامونش گرد آمده بودند ، پرداخت و از آسمان و زمين و روز رستاخيز سخن گفت تا سخنانش را باور كردند و به دو ايمان آوردند . چنين بود تا روزى كه پسر پادشاه زنى را با خود آورد و او را داخل حمام كرد . حوارى به نكوهش وى پرداخت و او را چنان سخت سرزنش كرد كه او شرمگين شد و با آن زن از گرمابه بيرون رفت . ولى بار ديگر با همان زن بازگشت . و اين بار كه حوارى