تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
است ، ولكن أو از همنشين خودش بسيار بد حال تر واز خصم خود فرارى تر است به جهت اينكه شايد بعضي از ضررها وزيانها به أو برسد . تلاش مى نمايد كه با دست لرزان خود ، خود را نجات دهد وبا چشمان نابينا واقعيتها را ببيند ، در حالي كه از سوز نيشها مىلرزد وسنگهاى آسمانى به أو أصابت مى كند بدون اينكه شهابى باشد وأو پنداشته كه شايد ابرى جهت نجات أو يا فرياد رسى باشد . واگر براي پاسخ وفهميدن مخير گردد ، پاسخ مى دهد وسر وته مطلب را به هم مى آورد ، در اين صورت است ( كه به جاى پاسخ حقيقي ) وسيله اى را حركت داده وخيال وشبحي را ظاهر ساخته ، وچيز پليدى را پاكيزه جلوه داده ، فرو مايه اى را برترى مى دهد واين ( كلام ) هرگز ما را بي نياز نمى كند ، چگونه ما را بي نياز گرداند در حالي كه هنوز نتوانسته لباس خود را ببافد ويا بفندك خود آتش افروزد ويا از كمان خود تيرى را رها كند ويا زندانى خود را در بند كند كه خود كليد درب منزل وروغن چراغ خود را كم دارد ، زيرا جهت أو به سوى قبله خود نمى باشد ( روش أو صحيح نمى باشد ) ووسيله درو كردنش در زمين خودش نمى باشد ودلو أو نيز در چاه خودش بسته نشده است . همانا اين شخص ، سوسمار را در غير لأنه اش شكار مى كند وملاقه اى را در غير ديگ فرو مى برد وأو مثل هيزم كشى است در هنگام شب ويا دوشنده كبوتر يا پرتاب كننده بدون هدف يا در مصيبتى بسيار بزرگ غوطه ور شده واز آن ، بلا كفى بر مى دارد . بدان كه فهم هر چيزى آسان است واگر أو از فطرت بهره مند شود هر آينه قدرت دارد بنويسد هرچه را كه ابن مقله مىنويسد وهر آينه بازى كند با آنچه كه نابغة بازى مى كرد وچه بسا بر بعضي برتر شود به جديت وتلاش وكوشش . وممكن است آسانى آن مطلب أو را فريب دهد كه در آن حال از هدف اصلى باز بماند . نوشتن وبازى لفظ را مثال براي ديگر أسباب قرار بده پس توقف كن واكتفا بر مقدار علم وفهم خود بنما وچه خوب فرموده است : ( كار كنيد ، چه اينكه هر كه توانايى دارد