تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
حقيقت نمى رساند وديدگانت به نور رؤيت آن روشن نمى شوند ، اقلا ظل وپرتو آن را بر تو مى نماياند ، بنابراين اكنون به سرزمين سزاوارترى روى مى آوريم . بدان كه جناب قدس الهى ، منيع است از اين كه أوهام در آنجا قدم گذارند واحكام جبروت نسبت به احكام اين عالم ، عجيب وشگفت آور است وفعل وترك وتقديم وتأخير پروردگار تو مانند فعل وترك وتقديم وتأخير تو نيست . اگر بخواهى افعال پروردگار بزرگ را با افعال بشر مقايسه كنى بايد دو نوع واژه واصطلاح به كار ببندى ودر نتيجة اين مقايسه ، شبهه هاى تاريكى بر تو روى مى آورند كه از شبهه هاى مربوط به باب وعد ووعيد كه از آشيانه ثواب وعقاب برخاسته اند تاريك تر مى باشند ، ودر هر شبهه ، وضلالت كه اميد نا بودى ودفع آن را از طريق تكلمات تحسين واعتذار وروهايى از طوق آفرينده استنكار دارى ، به أموري ملزم مى گردى بيش از آنچه خصم تو كه قائل به قدر است به آن ملزم مى گردد . اگر از افعال خود براي افعال الهى مثالي مى آورى وافعال الهى را با كارهاى خود مى سنجى پس در مثال زير نيك بينديش : دو نفر را در نظر آور كه هر يك از آن دو تصميم دارند در سرزمينى خشك وسوزان كه جز دزدان ودرندگان در آن سكنى نمىگزينند ، بناهايى با شكوه واستوار بسازند ودر آن باغها ومحله ها ومساجد وحمامها وخانه هاى بزرگ احداث نمايند وچاههاى آب حفر نموده ونهرها در آن جارى سازند تا كه كشتزارها وباغها آبيارى شده وساكنان ورهگذران از آب گواراى آن بنوشند ، بدون اين كه هيچ يك از اين دو نفر از ساختن اين بناها واحداث منازل وباغها وساير آنچه كه ذكر گرديد ، طالب منفعت وبهره اى باشند ويا اين كه شكر وثناى ساكنان آن بناها ومنازل براي آنان لذت بخش باشد وتغيير حالتي را در آنان پديد آورد . ولى اين دو از يك نظر تفاوت دارند وآن علم وآگاهى نسبت به فرجام اين اعمال است ، زيرا يكى از آنان نسبت به عاقبت اين كار ، علم قطعي دارد به گونه اى كه هيچ
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 208 | محمد مهدي گرجيان