يمن رفت و كيكاووس را رهائى بخشيد .
ذو الاذعار مىخواست رستم را از بردن كيكاووس باز دارد و در اين انديشه ، لشكريان خويش را گرد آورد تا با او نبرد كند ولى از ويرانى كشور خويش ترسيد و با رستم صلح كرد بدين قرار كه او كيكاووس را برگيرد و به ايران برگرداند .
رستم نيز كيكاووس را با خود به ايران برد و از نو به تاج و تخت پادشاهى باز رساند .
كيكاووس به پاداش اين خدمت ، سيستان و زابلستان را كه از توابع غزنه بود ، به رستم واگذاشت و نام « بندگى » را از روى او برداشت .
او پس از اين رويداد درگذشت . روزگار فرمانروائى او يكصد و پنجاه سال بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٠