درباره انگيزهء زناشوئى او با پريان داستان ديگرى نيز گفتهاند كه همه افسانههائى خرافى و بىپايه و دروغ است .
اما دربارهء فرمانروائى بلقيس به سرزمين يمين گفته شده است :
پدرش او را جانشين خود ساخت و او پس از پدر خويش بر او رنگ پادشاهى نشست .
و نيز گفتهاند :
چنين نيست . بلكه پدرش درگذشت بىاين كه وصيتى كرده و پادشاهى را به كسى سپرده باشد .
از اين رو ، پس از مرگ وى ، مردم برادرزادهاش را به پادشاهى برگزيدند .
او مردى زشت رفتار و بدنهاد و گنهكار بود و هر گاه به دو خبر مىرسيد كه يك دختر قيل [ ( 1 ) ] روئى زيبا دارد او را فرا مىخواند و دامنش را لكه دار مىكرد . تا رسيد به بلقيس كه دختر عمويش بود .
هنگامى كه خواست از او كام برگيرد ، خواهش دل را با وى در ميان نهاد . بلقيس نيز او را به كاخ خود فرا خواند و دو مرد از خويشاوندان خود را آماده كرد و بدانها دستور داد تا همين كه پسر عمويش وارد شد و با او تنها ماند بر او حمله كنند
هامش
[ ( 1 - ) ] قيل ( به فتح قاف و سكون ياء ) : به لغت يمنى : مهتر و سرور و پادشاه است . مردم يمن پيشواى خود را قيل گويند . قيل عنوان پادشاهان عرب قبل از اسلام است چنان كه خسرو ( كسرى ) براى شاهنشاهان ايران .
استعمال مىشد .
( خلاصه از لغتنامه دهخدا )