سخنانشان آرامش مىيافت ، همين كه به مرگ او پى بردند ، در برابر تابوت او ايستادند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
حاصل كرده بود كه اين حرف مادر راست است .
با همين مقصود به معبد آمون رفت كه او را پسر خدا بدانند .
دو معبد يونانى كه در آسياى صغير بودند نيز او را به اين مقام شناختند .
پس از آن ، او اسكندريه را در كنار درياى مغرب بنا و جذب قلوب از مصريها نمود و در موقع حركت رياست قشون مصر را به يك نفر مقدونى ، رياست ماليه را به يك نفر يونانى ، و باقى ادارات را به مصرىها سپرد .
( 331 پيش از ميلاد ) .
جنگ گوگامل - اسكندر از مصر به طرف فرات عزيمت نمود ( 331 پيش از ميلاد ) و از رود مزبور گذشته متابعت ساحل بسيار آن را كرد تا در گوگامل ، نزديك نينواى سابق ، و آربل ( اربيل كنونى ) به لشكر داريوش برخورد .
از زمان عبور قشون اسكندر از فرات تا ورود آن به گوگامل - فرصتهاى خوبى براى داريوش پيش آمد ولى او از اين مواقع هيچ استفاده نكرد .
اولا جلگهء بين النهرين براى عمليات سواره نظام ايران بسيار مساعد و با ترتيب دستهجات متعدد ممكن بود به سبك جنگ و گريز صدمات زياد به قشون اسكندر وارد و حركت آن را كند . و بلكه مختل نمود چنان كه پارتىها در همين جاها با همين ترتيب چند قرن بعد قشون رومى را بيچاره كرده فاتح شدند .
بقيه ذيل در صفحه بعد