اسكندر در سواد نيز شهرى براى روشنك ، دختر دارا ، ساخت .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
اسكندر را گرفت .
انتشار اين خبر در اطراف و اكناف عالم اثر عجيبى نمود چنان كه در آتن شادىها كردند چه ، مطمئن بودند كه روابط اسكندر با مقدونى قطع شده و اضمحلال لشكر او حتمى است .
و ليكن اسكندر همين كه وضع را چنين ديد ، جبههء لشكر خود را برگردانده بىپروا به سپاهيان سنگين اسلحهء ايرانى در ميسره حمله كرد و اينها عقب نشسته فرار كردند .
داريوش چون هزيمت اينان را ديد ، خود نيز فرار نمود .
در اين موقع ايرانىهاى رشيد خيلى فداكارى كرده نگذاشتند اسكندر به شاه برسد . و او فرصت يافت كه بر اسب نشسته فرار كند .
بعد از اين واقعه ، قسمتهاى قشون ايران هم كه جنگ مىكردند ، متزلزل گرديده فرار نمودند .
عدهء سپاهيان داريوش را در اين جنگ ششصد هزار نوشتهاند .
در جزو اين عده ، سى هزار يونانى اجير بودند . و اينها بعد از متزلزل شدن سپاهيان ايرانى مدتى پافشارى كرده و مرتبا به طرف كوه رفته مواقع محكمى گرفتند و مقدونىها جرئت نكردند آنها را تعقيب نمايند .
يكى از جهات شكست قشون ايران را از اين جا مىدانند كه چون ميدان جنگ بين دريا و كوه واقع و تنگ بود ، عدهء زيادى از لشكر ايران به كار