شهرى در سرزمين يونان و شهرى هم در مصر ساخت كه ، به نام خود او ، اسكندريه ناميده شد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
نيفتاد و سواره نظام ايران نتوانست عمليات كند .
پارمنيون ، يكى از سردارهاى اسكندر ، چادرهاى داريوش را كه مادر و زن و دختر و خواهر او در آن بودند ، با غنائم بسيار تصرف كرد و داريوش در اثر اين شكست ، تكليف صلح به اسكندر نمود .
شرايط صلح اين بود :
1 - ايران ده هزار تالان ( دوازده ميليون به پول حاليه ) بپردازد .
2 - تمام ممالك ، از دجله تا درياى مغرب و بحر الجزاير به مقدونى واگذار شود .
3 - داريوش دختر خود را به اسكندر بدهد و او در ازاى اين گذشتها صلح نموده و خانوادهء داريوش را مسترد دارد .
اين شرايط را اسكندر نپذيرفت و گفت كه اسرا و غنائم و غيره بر اثر فتح متعلق به او مىباشند . اما در باب صلح بايد خود داريوش نزد او رفته و درخواست آن را بنمايد .
نوشتهاند كه اسكندر در باب شرايط صلح با دوست خود پارمنيون مشورت كرد .
او گفت :
« اگر من به جاى تو بودم قبول مىكردم . »
اسكندر در جواب گفت :
بقيه ذيل در صفحه بعد