كه در آن جا بود دنبال كرد .
تازيان در آن جا گرد هم آمدند و در برابر او به دفاع پرداختند .
هر يك از دو سردار براى خود و لشكريانش خندقى كند .
بعد بخت نصر در كمين دشمن نشست و اين نخستين كمينى بود كه عملى شد .
در نتيجه ، تازيان غافلگير شدند و لشكريان بخت نصر با شمشير به جانشان افتادند .
چيزى نگذشت كه فرياد واويلا از دو طرف برخاست و عدنان از حمله به بخت نصر و بخت نصر از جنگ با عدنان دست برداشت و دو لشگر از هم جدا شدند .
پس از بازگشت بخت نصر از آنجا ، معد بن عدنان با آن پيمبران از حران بيرون رفت و راهى مكه شد و چون به مكه رسيد پرچمهاى ويژهء آن شهر را برافراشت و مراسم حج بجاى آورد و آن پيامبران نيز با او به حج پرداختند .
معد سپس از آنجا به ريشوب ( يا به گفتهء طبرى : ريسوب ) رفت كه دژى بود در ميانهء راه كرانهء عمان و عدن .
آنجا دربارهء بازماندهء فرزندان حرث بن مضاض جرهمى پرسش كرد .
به دو گفته شد :
« از آنان جوشم بن جلهمه زنده مانده است . »
معد دختر او ، معانه ، را به زنى گرفت و اين زن براى او پسرى آورد كه نزار بن معد خوانده شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٠