سخن دربارهء پيكار بخت نصر با تازيان
گفته شده است :
خداوند به برخيا پسر حنيا ( يا به گفته طبرى : احنيا ) وحى فرستاد و فرمود به بخت نصر بگويد كه به پيكار با تازيان ميان بندد و جنگجويانشان را بكشد و فرزندانشان را اسير كند و اموالشان را بگيرد زيرا براى خدا ناشناسى و كفرشان شايستهء چنين كيفرى هستند .
برخيا آنچه را كه به وى فرمان داده شده بود به بخت نصر گفت .
بخت نصر اين پيكار را با بازرگانان تازى آغاز كرد و آنچه بازرگان عرب در شهرهاى خود يافت ، گرفت و براى آنان در نجف جائى ساخت و ايشان را در آن جا زندانى كرد و نگهبانانى بر آنان گماشت .
پس از انتشار اين خبر در ميان تازيان ، گروههائى از ايشان پيش بخت نصر رفتند و از او زنهار خواستند .