مىگذشت او را مىگرفتند و با او كارى زشت ، يعنى همجنس بازى ، مىكردند .
اما درباره كار ناپسندى كه در انجمنهاى خود انجام مىدادند گفته شده است كه وقتى كسى به ايشان مىرسيد او را مىانداختند و مىزدند و ريشخند مىكردند . همچنين گفته شده كه در مجالس خود به هم تيز مىدادند ! برخى هم گفتهاند كه در حضور همديگر هم جنس بازى مىكردند .
لوط آنان را به پرستش خداى يگانه مىخواند و از انجام كارهائى كه خدا نمىپسنديد ، مانند راهزنى و زشت رفتارى و همجنس بازى ، منع مىكرد و آنان را مىترساند كه چنانچه در گناه پافشارى و از توبه خوددارى كنند به عذابى دردناك گرفتار خواهند شد .
ولى پند و اندرز او آنان را از اين كارها باز نمىداشت جز اين كه سياهكارى خود را پى گيرى مىكردند و كيفر خدائى را كه در حقشان مقرر شده بود ، جلو مىانداختند چون تهديدهاى لوط را به هيچ مىانگاشتند و باور نمىداشتند و به او مىگفتند :
« اگر راست مىگوئى عذاب خدا را براى ما بفرست ! » لوط كه ديد كار نافرمانى آنان به درازا كشيد و در گمراهى خود پا برجا ماندهاند ، سرانجام براى گوشمالى آنان از پروردگار خويش يارى خواست .
خداوند ، همين كه نابودى آنان و يارى پيامبر خود را اراده فرمود ، جبرائيل و دو فرشته ديگر را - كه يكى ميكائيل و ديگرى اسرائيل بود - به سوى سدوم فرستاد تا ، چنان كه گفته شده ، به صورت مردان درآيند و در شهر به گردش پردازند .
خداوند به اين سه فرشته فرمان داد كه به حضرت ابراهيم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٥