داستان لوط و قوم او
پيش از اين از رفتن لوط و حضرت ابراهيم عليه السلام به مصر و بازگشت ايشان به شام و اقامت لوط در سدوم ياد كرديم .
همين كه لوط در سدوم ماند ، خداوند او را به پيامبرى و رهبرى مردم سدوم فرستاد .
اهل سدوم از فرمان خداى بزرگ سر مىپيچيدند و به كارهاى زشت و ناپسند و شرم آور مىپرداختند ، چنان كه خدا فرموده است :
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ ، أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ . . .
[ ( 1 ) ]
لوط به قوم خود گفت : ( شما به كار زشتى كه هيچيك از جهانيان پيش از شما مرتكب نشده مىپردازيد . آيا با مردان شهوت مىرانيد و راه مىزنيد و در انجمنهاى خويش كارهاى ناپسند مىكنيد . )
راه زدن آنان اين بود كه وقتى مسافرى از شهرستان
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره عنكبوت - از آيههاى 28 و 29