تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
بركند ) پرواز اين پرندگان از بيت المقدس و افتادن آنها در جبل الدخان بود . نمرود همين كه ديد از آن راه توانائى انجام كارى را ندارد ، به ساختن برج پرداخت . كسانى كه برج را ساخته بودند ، از ويرانى ناگهان آن هراسان و سرآسيمه شدند و چنان از ترس زبانشان بند آمد و آشفته شدند كه همه زبان خود را فراموش كردند و در زبان‌ها اختلاف افتاد . بدين جهة از آن پس به هفتاد و سه زبان گفت و گو مىكردند در صورتى كه تا پيش از آن واقعه همه به زبان سريانى سخن مىگفتند . همچنين روايت شده است كه نمرود قضاى حاجت نمىكرد و اين به هيچ وجه درست نيست زيرا دفع فضولات بدن جزء طبيعت بشر است كه هيچ كس از آن رهائى ندارد و حتى پيامبران - كه درود خدا بر ايشان باد - با اينكه با عالم بالا پيوند بيشتر دارند و از همه مردم گرامىتر و والاترند ، مىخورند و مىآشامند و قضاى حاجت مىكنند . اگر قرار بود كسى از اين قيود رهائى يابد پيامبران به خاطر بزرگى و نزديكى و قربى كه به خداى بزرگ دارند براى احراز چنين امتيازى شايسته‌تر بودند . اگر هم بگوييم نمرود به سبب پهناورى قلمرو فرمانروائى خود ويژگى خارق العاده‌اى داشت ، درست اين است كه او تنها فرمانرواى روى زمين نبود و فرمانروائى بالاستقلال را اسكندر بيش از او داشت . با اين همه ، هرگز چنين سخنانى درباره او گفته نشده است .