كركسها گوشت با خود داشت .
كركسها به پرواز درآمدند و نمرود را به هوا بردند تا جائى رسيدند كه وقتى او به زمين مىنگريست ، كوهها را مانند مورچگان در حال خزيدن مىديد .
بعد گوشت را بالا گرفت ، و پرندگان به شوق ربودن گوشت برتر پريدند و بالاتر رفتند تا جائى كه نمرود چون به زمين نگاه انداخت ، ديد دريا چنان از هر سو آن را فرا گرفته كه گوئى زمين در آن ميان مانند كشتى بر روى آب است .
سپس گوشت را به جلو برد و كركسها به پيش راندند تا به جاى تاريكى رسيدند كه نمرود نه بالا را توانست ببيند و نه پائين را .
از اين رو هراسان و بيتاب شد و گوشت از دستش افتاد .
در اين هنگام كركسها براى ربودن گوشت در هوا ، به گونه آشفتهاى رو به پائين نهادند . چنان كه وقتى كوهها پرندگان را با آن جعبه بزرگ در حال فرود آمدن ديدند و سرو صداى آنها را شنيدند از وحشت به لرزه افتادند و چيزى نمانده بود كه فرو ريزند و از ميان بروند . ولى چنين نشد .
از اين جاست فرموده خداى بزرگ :
وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ .
[ ( 1 ) ]
( اگر چه مكرشان چنان باشد كه كوهها را از جاى
هامش
[ ( 1 - ) ] سوره ابراهيم - آيه 46 كه چنين است :ماوَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ .( بزرگترين مكر خود را به كار بردند ولى در نزد خداوند ، مكرشان هيچ است . اگر چه مكرشان چنان باشد كه كوهها را از جاى بركند . )