تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
گفته شد : « اكنون نذرى كه كرده بودى بجاى آور و به عهدى كه با خدا بسته‌اى وفا كن . » اين بنا بر قول كسانى است كه گمان مىكنند آن قربانى ، اسحق بوده است . همچنين ، گوينده اين سخن گمان مىبرد كه آن قربانى در شام ، محلى به فاصله دو ميلى ايليا ، روى داده است . اما كسانى كه اسماعيل را قربانى مىدانند برآنند كه : اين قربانى در شهر مكه صورت گرفته است . محمد بن اسحاق گفته است : حضرت ابراهيم عليه السلام كه به فرمان خدا مامور قربان كردن فرزند خود شده بود ، به پسر خويش گفت : « فرزندم ، ريسمان و كارد بردار و همراه من به دامنه كوه بيا تا براى خانواده خود هيزم گرد آورى كنيم . » همين كه به راه افتادند ، ابليس راه بر ابراهيم گرفت تا او را از انجام كار باز دارد . ابراهيم به دو گفت : اى « اى دشمن خدا ، از پيش من دور شو . به خدا سوگند كه من به فرمان خدا تن در داده‌ام و هرطور كه باشد آن را انجام خواهم داد . » ابليس بعد خود را به اسماعيل رساند و او را از كارى كه ابراهيم مىخواست با او بكند آگاه ساخت . اسماعيل گفت : « من فرمان پروردگار خود را بجان مىشنوم و اطاعت مىكنم . » ابليس سپس پيش هاجر رفت و او را آگاه ساخت .