تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
كار را بكن . » ابراهيم به او گفت : « تو ، اى فرزند ! بهترين ياور من در انجام فرمان خدا هستى . » بعد ، چنان كه اسماعيل گفته بود ، او را با ريسمان بست . سپس كارد خود را تيز كرد .
وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
[ ( 1 ) ] ( او را به روى در افكند ) . آنگاه كارد را به گلوى او زد . ولى خداوند لبه تيز كارد را برگرداند . ابراهيم دوباره لبه تيز كارد را به گلوى فرزند گذاشت تا كارش را تمام كند كه خداوند فرمود :
أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
[ ( 2 ) ] . ( اى ابراهيم ، فرمانى را كه در عالم رؤيا به تو داده شده بود براستى انجام دادى ) اكنون اين ( قوچ ) سربهائى براى پسر تست . آن را قربانى كن . گفته شده است : خداوند به گلوى اسماعيل لوحه‌اى مسين قرار داد ( تا كارد بر گلوى او كارگر نشود . ) ابن عباس مىگويد : آن قوچ - كه به جاى اسماعيل قربانى شد - از بهشت براى ابراهيم فرستاده شده بود و چهل خزان در بهشت چريده بود . همچنين گفته شده است :
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره الصافات - آيه 103 [ ( 2 ) ] - سوره الصافات - از آيه‌هاى 104 و 105
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 52 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت