تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
بعد ، هنگامى كه ابراهيم مىخواست اسحاق را قربان كند ، خداوند او را از انجام اين كار معاف فرمود تا به جاى اسحاق قربانى بزرگى بكند . آنگاه خداوند به اسحاق وحى فرستاد كه : « از من چيزى بخواه تا نياز تو را روا سازم . » اسحاق عرض كرد : « پروردگارا ! از بندگان اولين و آخرين تو ، هر بنده‌اى كه براى تو شريكى قرار نمىدهد ، هنگامى كه به ديدار تو مىرسد ، او را در بهشت جاى ده . » عبيد بن عمير گفته است : حضرت موسى عليه السلام هنگام راز و نياز با خدا گفت : « پروردگارا ، مردم مىگويند : اى خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب . اين سه تن به چه سبب شايسته تقرب به تو شده‌اند ؟ » خداوند در پاسخ فرمود : « ابراهيم ، هنگامى كه در سخت‌ترين وضع قرار گرفته بود ، تنها مرا برگزيد و جز من از هيچ كس ديگر كمك نخواست . اسحاق حاضر شد در راه من از جان خويش بگذرد و اين بالاترين درجه گذشت است . يعقوب نيز به همان اندازه كه من به بلاها و مصائبش افزودم ، او به حسن ظن در حق من افزود . »