تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
كه گريبانگير شما شده ، از شما دور سازد . » گفتند : « درست مىگوئى . » آنگاه بت‌هاى خود را آوردند و از آنها درخواست كردند تا آن آسيب را از ايشان دور گردانند . بت‌ها پاسخى ندادند و آن گزند را از سرشان دور نكردند . از اين رو بنى اسرائيل به الياس گفتند : « ديگر جان به لب ما رسيده است . از خداى خود بخواه تا به فرياد ما رسد . » الياس نيز دربارهء ايشان دعا كرد تا در كارشان گشايشى فراهم آيد و از آسمان باران ببارد و زمين تشنهء ايشان را سيراب سازد . هنوز دعاى خود را به پايان نرسانده بود كه پارهء ابرى بر آسمان پديدار گرديد و بزرگ شد تا سراسر آسمان را فرا گرفت در حالى كه بنى اسرائيل آن را مىنگريستند . از اين ابر خداوند بارانى فرستاد كه شهرهاى ايشان را آباد و حاصلخيز كرد و به يارى پروردگار آسيبى كه از خشكسالى به ايشان رسيده بود ، پايان رفت . ولى آنان باز از بت‌پرستى دست برنداشتند و به راه حق برنگشتند . الياس كه چنين ديد از خداوند درخواست كرد كه او را از اين برد و از دست آنان آسوده سازد . خداوند نيز پيكرش را از پر پوشاند و تنش را نورانى ساخت چنان كه فرشته‌وش و آدمى صفت و آسمانى و زمينى