تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
كسى كه چيزى را مىدهد و كسى كه آن را مىگيرد . بعد به هندوستان لشكر كشيد و گروهى را كشت و اسير كرد و غنائمى گرفت و به يمن بازگشت . سپس به كوه طى رفت . آنگاه به شهر انبار حمله برد . پس از آن به موصل تاخت و هنگامى كه ازين لشكر كشى بازگشت ، يكى از ياران خويش را كه شمر بن عطاف نام داشت با سپاه خود روانه آذربايجان ساخت . او در سرزمين آذربايجان به كشتار تركان پرداخت و خانواده‌هاى ايشان را اسير كرد و در راه خود بر دو سنگ مطالبى نوشت . اين دو سنگ نبشته ، در آذربايجان معروف است . [ ( 1 ) ] پس از رايش ، پسرش ابرهه به فرمانروائى رسيد كه لقبش ذو المنار بود . و اين لقب تنها از آن رو به دو داده شد كه شتابان از راه دريا و خشكى به شهرهاى كشور مغرب تاخت و چون مىترسيد كه سپاهيانش هنگام بازگشت راه خود را گم كنند ، منارى ساخت تا بدان وسيله راه خود را باز يابند . مردم يمن برآنند كه او پسر خويش ، عبد بن ابرهه ، را در جنگ‌هاى خود به ناحيه‌اى از نواحى دور دست كشور مغرب فرستاد
هامش
[ ( 1 - ) ] تاريخ بلعمى پس از اشاره به اين دو سنگ نبشته ، مىنويسد : « . . . نام خويش و آمدن و رفتن و مقدار سپاه خويش و ظفرها كه وى را بود بر آن سنگ بنوشت ، به كنده ، و تا امروز مردمان همى خوانند و بزرگى آن همى دانند . » ( تاريخ بلعمى ، چاپ زوار - ج 1 - ص 357 )