تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ ، وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً . قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً .
[ ( 1 ) ] ( ديدى هنگامى كه بر سنگى منزل گرفتيم ، من ماهى را فراموش كردم و باعث اين فراموشى ، تنها شيطان بود كه مرا از يادآورى آن باز داشت . ماهى نيز به گونهء شگفت انگيزى راه خود را در دريا پيش گرفت . موسى گفت : « آنجا - كه ماهى در آب فرو رفت - همان جائى است كه ما مىجوئيم . » و از راهى كه آمدند بدان جا برگشتند . ) پس از اين كه جاى پاى خود را دنبال كردند ، به همان صخره بازگشتند كه نخست بودند در آن جا مردى با لباس خود آرميده بود . موسى پيش رفت و او را درود گفت . مرد پرسيد : « رسم سلام كردن از كجا بدين سرزمين وارد شده است ؟ » ( يعنى : سلام درين جا مرسوم نيست . ) جواب داد : « من موسى هستم . » پرسيد : « موساى بنى اسرائيل ؟ » جواب داد : « آرى . » گفت : اى موسى ، من دانشى دارم كه خداوند از - دانش‌هاى خود به من آموخته و آن دانش را تو ندارى . تو نيز دانشى از دانش‌هاى خدا دارى كه من ندارم . » موسى گفت : « پس من تو را پيروى مىكنم تا از آموزش و پرورشى كه نصيب تو شده ، مرا نيز بياموزى . » گفت :
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره كهف - آيه‌هاى 63 و 64
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 163 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت