مسلمانان از هنديان اموال بسيار و كالاهاى گران به غنيمت بردند كه از آن جمله چهارده زنجير فيل بود ، يكى همان فيلى كه شهاب الدين آن را در پيكار نخستين زخمى كرده بود .
پادشاه هند به شهاب الدين گفت : « اگر تو خواستار شهرهاى من هستى ، پس درين شهرها كسى نمانده كه آنها را نگاه دارد . و اگر دارائى مرا مىخواهى ، من آنقدر ثروت دارم كه همهء شتران تو آنها را بار كنند و ببرند . »
شهاب الدين اعتنائى نكرد و پس از اين پيروزى با پادشاه هند به راه افتاد و اجمير و تمام شهرهايى را كه نزديكش بود گرفت .
آنگاه به غزنه بازگشت و پادشاه هند را نيز كشت .
نمونههائى از عواقب سوء سياست
همچنان كه در جنگ ، گاهى زيركى و حسن تدبير از هر حربهاى مؤثرتر مىافتد و باعث پيروزى مىشود ، بىسياستى نيز گاهى زمينهء شكست را فراهم مىسازد چنان كه سلطان محمد خوارزمشاه در نتيجهء بىتدبيرى و سوء سياست در رفتار با مغولان زيانهائى به بار آورد كه همه خوانده و شنيدهايم .
تاريخ ابن اثير درين باره نيز درسهاى ارزندهاى مىدهد مانند دو نمونهاى كه از بىسياستى سلطان سنجر و خليفه عباسى - الراشد باللّه - درين جا نقل مىشود :
به گفتهء ابن اثير ، ضمن شرح رويدادهاى سال 536 ، محمود بن محمد خان از دست تركان قارغلى پيش سلطان سنجر شكايت كرد و سنجر نيز عازم سركوبى آنان گرديد .
تركان قارغلى هم به « كوخان » چينى ، و ساير كافرانى