تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
براى او خوانندگى و نوازندگى كردند . هشام بن كلبى ، همچنين ، گفته است : شنيده‌ايم كه ضحاك همان نمرود است و ابراهيم عليه السلام در روزگار او به جهان آمده است . و ضحاك سرور او بود كه مىخواست او را در آتش بسوزاند . به عقيده ايرانيان تنها كسانى شايسته پادشاهى بودند كه از دودمان هوشنگ و جمشيد و طهمورث شمرده مىشدند و اين ضحاك اورنگ فرمانروائى را غصب كرده بود . او همچنين ، تمام مردم روى زمين را به نيروى جادوگرى و بدكارى زبون خود ساخته و آنان را به وسيله دو مار كه بر روى شانه‌هايش قرار داشتند ، ترسانده بود . بسيارى از اهل كتاب گفته‌اند : آنچه بر روى دو شانه ضحاك قرار داشت ، دو تكه گوشت دراز بود . هر يك از اين دو تكه گوشت شباهتى به سر اژدها داشت . ضحاك با جامه خويش روى آن دو تكه گوشت را مىپوشاند و براى ترساندن مردم مىگفت : « اينها دو مار هستند و خوراك مىخواهند . » اين دو ، هنگامى كه گرسنه مىشدند ، در زير جامه او به حركت در مىآمدند . مردم ، بدين سبب ، از ضحاك آزار بسيار مىديدند و جوانان را مىكشتند چون دو تكه گوشتى كه بر روى شانه‌هاى او