« حسن تدبير و دادستانى » .
شعارهائى كه بر روى آن مهرها نقش شده بود همچنان تا ظهور اسلام بر جاى ماند .
جمشيد از سال صد و پنجاهم تا سال دويست و پنجاهم پادشاهى خويش با اهريمنان پيكار كرد و آنان را خوار و زبون ساخت و به فرمان خود درآورد .
از سال دويست و پنجاهم تا سال سيصد و شانزدهم نيز اهريمنان را واداشت تا سنگها را از كوهها بركنند و سنگ مرمر و گچ و آهك آماده كنند و با اين مصالح گرمابهها بسازند . همچنين از درياها و كوهها و كانها سيم و زر و ساير موادى را كه مىتوان آب كرد ، و گياهان خوشبوى و داروهاى گوناگون بياورند .
آنان نيز دستورهاى او را به كار بستند .
آنگاه فرمان داد تا برايش گردونهاى از شيشه بسازند . و اهريمنان را بر آن بست و سوار گردونه شد و بر آسمان پرواز كرد و در هوا ظرف يك روز از دنباوند ( دماوند ) تا بابل پيش رفت .
آن روز ، هرمز روز از فروردين ماه بود و مردم آن را تا پنج روز بعد عيد گرفتند .
روز ششم جمشيد به مردم خبر داد كه با آنان چنان رفتار كرده كه روش وى موجب خشنودى خداوند شده و پاداشى كه خدا در برابر آن رفتار پسنديده به وى داده ، اين است كه كسان و پيروان او را از گرما و سرما و بيمارى و پيرى و رشك دور داشته است .
از اين رو مردم ، پس از سيصد و شانزدهمين سال پادشاهى جمشيد ، تا سيصد سال آسوده زيستند و از آسيبهائى كه گفته شد ، بر كنار بودند .
جمشيد سپس پلى بر روى دجله ساخت كه روزگارى دراز
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٨