( شهرها و مردمى كه در آن مىزيستند دگرگون شدند و روى زمين تيره و زشت گرديد . هر چه طعم و رنگى داشت دگرگون شد و شادابى روى نمكين كاهش يافت . )
بيشتر دانشمندان ايران گمان بردهاند كه كيومرث همان آدم است و برخى از ايشان نيز پنداشتهاند كه او پسر آدم ، از پشت اوست كه از حوا زاده شده است .
درين باره سخنان بسيار گفتهاند كه ذكر همهء آنها اين كتاب را طولانى مىكند و قصد ما بيان زندگانى پادشاهان و روزگار فرمانروائى ايشان است و ذكر اختلاف در نسب يك فرمانروا ، از فرمانروايانى كه به خاطرشان اين كتاب را پرداختهايم ، نيست .
پس اگر چيزى درين باره گفتيم براى شناساندن او بود تا اگر كسى با او آشنائى ندارد ، او را بشناسد .
اما با آنچه دانشمندان ايرانى درين باره گفتهاند ، دانشمندان ديگر كه گمان بردهاند او همان آدم بوده ، مخالفند ، با دانشمندان ايرانى بر روى نام او توافق دارند . اختلافشان تنها دربارهء ذات و صفت اوست و گمان مىبرند كيومرثى كه ايرانيان او را آدم پنداشتهاند همان حام بن يافث بن نوح است .
او ، يعنى حام ، مردى سالمند و بزرگوار بود كه از كوه دماوند ، از كوههاى طبرستان ، در سرزمين مشرق ، فرود آمد و بر آنجا و فارس دست يافت و كار او و پسرش بالا گرفت تا بر بابل چيره شدند و همهء اقليمها را رفته رفته به تصرف خويش درآوردند .
كيومرث شهرها و دژها ساخت و جنگ افزارهائى آماده كرد و چارپايان را به كار گرفت .
سرانجام گردنكشى آغاز كرد و خود را « آدم » خواند و گفت : « هر كس كه مرا جز اين بنامد او را خواهم كشت . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٦