باشند كه از آتش دود به ايشان رسد و دانند كه اين دود از چيزى مىآيد ، پس حكم كنند به موجودى كه دود اثر اوست . و در معرفت كسانى كه به اين مثابت باشند ، اهل نظر باشند كه به برهان قاطع دانند كه صانعى هست ، چه آثار قدرت او را بر وجود او دليل سازند . و بالاى اين مرتبه كسانى باشند كه از حرارت آتش به حكم مجاورت اثرى احساس كنند و به آن منتفع شوند . و در معرفت كسانى كه به اين مرتبه باشند ، مؤمنان به غيب باشند و صانع را شناسند از وراى حجاب . و بالاى اين مرتبه كسانى باشند كه از آتش منافع بسيار يابند ، مانند خبز و طبخ و انضاج و غير آن . و اين جماعت به مثابت كسانى هستند كه در معرفت لذت معرفت دريابند و بدان مبتهج شده باشند . و تا اينجا مراتب اهل دانش باشد . و بالاى اين مرتبه كسانى باشند كه آتش را مشاهده كنند و به توسط نور آتش ، چشمهاى ايشان مشاهدهء موجودات كند . و اين جماعت در معرفت به مثابت اهل بينش باشند ، و ايشان را عارفان خوانند و معرفت حقيقى ايشان را بود . و كسانى را كه در مراتب ديگر باشند بالاى اين مرتبه هم از حساب عارفان دارند ( 1 ) و ايشان را اهل يقين خوانند ، و ذكر يقين و اهل يقين بعد از اين گفته شود . و از ايشان جماعتى باشند كه معرفت ايشان از باب معاينه ( 2 ) باشد ، و ايشان را اهل حضور خوانند ، و انس و انبساط خاص به ايشان باشد .
أوصاف الأشراف — صفحة 74
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٧٤
هامش
( 1 ) ن : باشند . .
( 2 ) - ن و گ : معارف . .