فصل دوّم ( در تفكَّر ) قال اللَّه تعالى سبحانه : ا و لم يتفكروا في انفسهم ما خلق اللَّه السموات و الارض و ما بينهما إلا بالحق 30 : 8 . ( 1 ) هر چند در معنى تفكر وجوه بسيار گفتهاند ، خلاصه همهء وجوه آن است كه تفكر سير باطن انسانيت از مبادى به مقاصد ، و نظر را همين معنى گفتهاند در اصطلاح علما ، و هيچكس از مرتبهء نقصان به مرتبهء كمال نتواند رسيد الا به سيرى ، و به اين سبب گفتهاند اوّل واجبات تفكَّر و نظر است ، و در تنزيل حثّ بر تفكَّر زياده از آن است كه بر توان شمرد : « إن في ذلك لايات لقوم يتفكَّرون » 45 : 13 . ( 2 ) و در حديث آمده است : « تفكَّر ساعة خير من عبادة سبعين سنة » ( 3 ) و ببايد دانست كه مبادى سير كه از آنجا آغاز حركت بايد كرد ، آفاق و انفس است ، و سير استدلال است از آيات هر دو ، يعنى از حكمتهائى كه در هر ذرّه از ذرات است هر يكى از اين دو كون يافته
أوصاف الأشراف — صفحة 47
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٤٧
هامش
( 1 ) روم - 8 . .
( 2 ) - رعد - 3 . .
( 3 ) - بحار الانوار 68 - 327 . .