تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوصاف الأشراف — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢

نه در دنيا و نه در آخرت ، و ملكه گردانيدن اين صفت نفس را ، به زجر باشد از طلب مشتهيات او و رياضت دادن او به امور شاقّه تا ترك غرض در وى راسخ شود . در حكايات زهّاد آمده است كه شخصى سى سال سر گوسفند پخته و پالوده فروخت و از هيچكدام چاشنى ( 1 ) نگرفت ، از او سبب اين رياضت پرسيدند ، گفت : وقتى نفس من آرزوى اين دو طعام كرد او را به مباشرت اتخاذ ( 2 ) اين دو طعام با عدم وصول به آن آرزو مالش دادم تا ديگر ميل به هيچ مشتهى نكند . و مثل كسى كه در دنيا زهد اختيار كند جهت طمع نجاتى يا ثوابى در آخرت ، مثل كسى باشد كه از دنائت طبع و پستى به همّت ( 3 ) روزها تناول طعام نكند با وفور احتياج ، تا در ضيافتى متوقع ، طعام بسيار تواند خورد ، يا كسى كه در تجارت متاعى بدهد و بستاند ( 4 ) كه بدان سود كند . و در سلوك راه حقيقت منفعت زهد رفع شواغل باشد تا سالك به چيزى مشغول نگردد و از وصول به مقصد باز نماند .

هامش
( 1 ) ن : به هيچ وقت . .
( 2 ) - ن و گ : اتحاد . .
( 3 ) - ن : از دنائت همت . .
( 4 ) - ن و گ : و متاعى بستاند . .
أوصاف الأشراف — صفحة 32 | خواجه نصير الدين الطوسي / سيد مهدي شمس الدين