فصل دوم ( در رضا ) قال اللَّه سبحانه و تعالى : لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما اتاكم 57 : 23 ( 1 ) رضا خشنودى است ، و آن ثمره محبت است و مقتضاى عدم انكار است ، چه در ظاهر و چه در باطن و چه در دل ، و چه در قول و چه در فعل . و اهل ظاهر را مطلوب آن باشد كه خداى تعالى از ايشان راضى باشد تا از خشم و عقاب او ايمن شوند ، و اهل حقيقت را مطلوب اين باشد كه از خداى تعالى راضى باشند ، و آنچنان باشد كه ايشان را هيچ حالى از احوال مختلف مانند مرگ و زندگانى ، و بقا و فنا ، و رنج و راحت ، و سعادت و شقاوت ، و غنى و فقر مخالف طبع او نباشد و يكى را بر ديگرى ترجيح ننهند ، چه دانسته باشند كه صدور همه از بارى تعالى است ، و محبت بارى تعالى در طبايع ايشان راسخ شده باشد ، پس بر ارادت و بر مراد او هيچ مزيدى نطلبند و هر چه پيش ايشان آيد بدان راضى باشند . از يكى از بزرگان اين مرتبه باز گفتهاند كه هفتاد سال عمر
أوصاف الأشراف — صفحة 87
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٨٧
هامش
( 1 ) حديد - 23 . .