از روايت خطاب حضرت صديقه رض با برادر خود پس از مرگش چنانچه گذشت
صريح است بر رجوع حضرت صديقه رض از قول خود علاوة بران در أحاديث
صحاح سماع موتى ثابت است چنانچه در قصه بدر حضرت عمر رض را فرمود كه
شمايان از مردگان زيادة نمىشنويد ودر صحيح مسلم وارد است كه مرده آواز
نعل زائران مىشنود ودر روايت ديگر كه مرده سلام زائر مىشنود
وجواب آن ميدهد وه پيشوايان وهابيه چون ابن تيمية وابن قيم وابن عبدالهاد
وقاضى شوكانى وغيرهم جمله تصحيح اين أحاديث كرده اند وسماع موتى را قائل
گشته اند ببين صارم منكى را در كتاب الروح ابن قيم را صفحه 71 عجيب حالت است
غير مقلدين را آنجا پيشوايان خود را شيخ الاسلام وغيره ألقاب مىدهند وأقوال
آنها را چون نص قطعي مىدانند ودر بعض عقايد حقه آنها كه خلاف مشرب اين ها
مىباشد أقوال آنها را بجوى نمىشمرند وبعض روايات ضعيفه كتب حنفيه را
به استدلال پيش مىكنند در چنين مواضع اتركوا قولي بخبر الرسول را چرا وقعت
نمىدهند وأحاديث صحاح را تأويل لا يعنى دور از انصاف مىكنند كه اين از
خصايص بود وغيره خصوصيت آن وقت معقول بود كه اگر أمت را امر به خطاب
أموات نمىفرمود چونكه السلام عليكم أهل الديار براي تمامى أمت امر است
پس خصوصيت به كدام معنا است در اين موقع مولانا شاه محمد سليمان صاحب
پهلواروى رحمة الله عليه تقريرى فرموده كه ذكر آن خالى از لطف نيست خلاصه
تقريرشان اينكه از تموج هواي آوازى كه از راه ثقبه مجوفه گوش به دماغ
مىرسد ودر قوت سامعه حسى از آن پيدا مىشود آن را سماع گفته مىشود اين
سماع حقيقته از مردگان منفى است كه به سبب موت چونكه حيات فانى مىشود
قوتهاى سمع وبصر ولمس وشم وذوق هم معطل مىشوند بىشك مردگان به سمع
الأصول الأربعة في ترديد الوهابية — صفحة 39
مساهمون: حكيم معراج الدين
ص٣٩