تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
او در جواب گفت : اين سخنان را بفراموشى بسپار ، اى محمّد ! توبه من بدست نوح پذيرفته شد با او در كشتى بودم و او را بر نفرينى كه كرد سرزنش كردم و با ابراهيم بودم وقتى در آتش افكنده شد كه خداوند آتش را براى او سرد و سلامت قرار داد و با موسى بودم هنگامى كه خداوند فرعون را غرق كرد و بنى اسرائيل را نجات بخشيد و با هود بودم وقتى قوم خود را نفرين كرد و او را سرزنش كردم و با صالح بودم و او را بر نفرينش سرزنش كردم . تمام كتابها را خوانده‌ام در تمام آنها بشارت بظهور شما ميدادند پيامبران بشما سلام رسانده‌اند و ميگفتند شما بهترين انبياء و گرامىترين آنهائى به من از آنچه خدا بر تو نازل كرده مقدارى بياموز . پيامبر اكرم بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود او را بياموز . هام گفت : من فقط تابع پيامبر يا وصى پيامبرم اين شخص كيست ؟ فرمود : اين برادر و وصى و و وزير و وارث من است على بن ابى طالب . گفت درست است اسم او را در كتاب‌ها اليا ديده‌ام على عليه السّلام او را تعليم نمود . او در ليلة الهرير در جنگ صفين آمد خدمت امير المؤمنين عليه السّلام . بصائر : عمر بن يزيد از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه روزى پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشسته بود كه مردى بلند قد مانند يك نخل خرما وارد شد سلام كرد پيامبر اكرم جوابش را داد شباهت بجنيان و سخن گفتن آنها داشت . اين روايت نيز مربوط به همان هام بن هيم است كه با مختصر اختلافى نقل مىشود و بعد تقاضاى ياد گرفتن چند سوره قرآن مىنمايد و حضرت على عليه السّلام به او چند سوره مىآموزد ميگويد همين مقدار مرا كافى است حضرت على ميفرمايد : كم قرآن زياد است . بصائر : سدير صيرفي گفت : حضرت باقر عليه السّلام در مدينه مرا از پى چيزهائى كه لازم داشتند به مكه فرستادند گفت وقتى رسيدم به راه كوهستانى در
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 13 | العلامة المجلسي / موسى خسروى