لبخندى زد آن شخص از قبيله بنى كلب بود فرمود : برادر كلبى اين علم غيب نيست اين آموزشى است از كسى كه داراى علم بوده علم غيب اطلاع از قيامت است و آنچه خداوند در اين آيه شمرده
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ
.
خدا آنچه در ارحام است ميداند نر يا ماده زشت يا زيبا است سخاوتمند يا بخيل است شقى است يا سعيد و چه كسى آتشگيره آتش است و چه كس در بهشت رفيق پيامبران است اينست علم غيب كه احدى جز خدا خبر ندارد اما غير از اين علمى است كه خداوند به پيامبرش آموخته و او به من آموخته و دعا كرد كه سينه حافظ و گنجينه آنها باشد و من آنها را فرا گيرم : تحقيق : چندين مرتبه اين مورد را گوشزد كرديم كه اطلاع نداشتن ائمه از غيب معنى آن اين است كه آنها اطلاع از غيب ندارند از جانب خود بدون تعليم خدا با وحى يا الهام و گر نه مسلم است كه معجزات انبياء و اوصياء از همين قبيل بوده است يكى از وجوه اعجاز قرآن نيز اشتمال آن بر اخبار غيبى است ما نيز بسيارى از مطالب غيبى را اطلاع داريم بوسيله خدا و رسول و ائمه عليهم السّلام مانند قيامت و جريان آن و بهشت و جهنم و رجعت و قيام قائم و نزول عيسى و ساير چيزها از شرايط قيامت و عرش و كرسى و ملائكه .
اما آن پنج قسمت كه در آيه ذكر شده چند احتمال دارد :
اول : اينكه اين مسائل را بطور يقين و خصوصى جز خدا نميداند زيرا ائمه اگر خبر دهند از مردن شخصى در فلان روز ممكن است دقيقهاى كه روح از جسد خارج مىشود ندانند ممكن است ملك الموت نيز اين مطلب را نداند .
دوم : علم حتمى و غير قابل تغيير در موارد اين مسائل اختصاص به خدا دارد و هر چه در اين موارد خداوند اطلاع داده احتمال بداء دارد .
سوم : شايد منظور اين است كه ديگران از پيش خود مطلع نيستند در اين صورت مانند ساير اسرار غيبى خواهد شد و اينكه مسائل مزبور را در آيه ذكر كردهاند چون غيب بودن آنها آشكارتر است يا دليل ديگرى داشته .