بصائر : خالد از حضرت صادق عليه السّلام در باره آيه
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
فرمود : به خدا قسم ما براى آنها پشتى قرار مىدهيم تا تكيه كنند .
بصائر : ساباطى گفت : من چيزى را يافتم روى پشتى در خانه حضرت صادق عليه السّلام يكى از اصحاب پرسيد آقا اين چيست ؟ شبيه چيزى بود كه معمولا در ميان خاشاك پيدا مىشود مثل دانهاى كوچك .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : اين از چيزهائى است كه از پر ملائكه ميريزد سپس فرمود : عمار ملائكه پيش ما مىآيند و پر و بال خود را بر سر بچههاى ما مىمالند عمار ! ملائكه روى فرشهاى ما مزاحم ما مىشوند .
بصائر : ثمالى گفت : خدمت على بن الحسين رسيدم يك ساعت داخل حياط بودم بعد رفتم داخل اطاق ديدم ايشان چيزى را جمع مىكند دست خود را پشت پرده برد كسى كه داخل اطاق بود گرفت .
گفتم : فدايت شوم چيزى كه جمع مىكرديد چه بود فرمود نرمههائى از پر و بال ملائكه است هر وقت پيش ما مىآيند جمع ميكنم و آنها براى بچههايمان گردن بند درست ميكنيم عرضكردم آقا آيا ملائكه پيش شما مىآيند فرمود : آنها بر روى متكاهاى ما تكيه ميكنند .
بصائر : خيثمه از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد كه مىفرمود : ما كسانى هستيم كه ملائكه با ما رفت و آمد دارند .
يك روايت ديگر در مورد گرفتن دانههائى كه از پر ملائكه ميريزد و گردن بند تهيه ميكنند نقل مىشود كه ترجمه نشد .
بصائر : حارث نضرى گفت : بر گردن بعضى از بچههاى امام تعويذ ديدم عرضكردم فدايت شوم مگر كراهت ندارد كه آيه قرآن را بعنوان تعويذ به گردن بچهها ببنديد ؟ فرمود : اين آنچه خيال كردهاى نيست اينها از پر و بال ملائكه