تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
گفتند خدايا ما نميدانيم بما فرمود تسبيح كنيد ما تسبيح نموديم ملائكه از تسبيح ما تسبيح نمودند ما نور آفريده شديم و شيعيان ما از شعاع اين نور خلق شده‌اند به همين جهت شيعه نام گرفته‌اند روز قيامت پائين به بالا ملحق مىشود بعد دو انگشت خود را ( بعنوان تشبيه ) بهم نزديك كرد .

بخش نهم ملائكه خدمت ائمه ميرسيدند و پاى بر فرش ايشان ميگذاشتند و آنها را ميديدند

امالى ابن شيخ : ابن عباس : پا نگذاشته‌اند ملائكه بر روى فرش احدى غير فرش ما . علل الشرائع : ابو خديجه گفت از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمود : مردى در حالى كه پدرم مشغول طواف بود از كنار ايشان رد شد و دست بر شانه‌اش زد سپس گفت من از شما سه سؤال دارم كه جز شما كسى و يك نفر ديگر جوابش را نمىداند سكوت اختيار كرد تا طواف او تمام شد بعد داخل حجر شد و دو ركعت نماز خواند من نيز با ايشان بودم وقتى نمازش تمام شد صدا زد كه بود سؤال داشت ؟ آن شخص آمد و نشست رو به روى پدرم به او فرمود : سؤال كن چند سؤال كرد پس از جواب دادن گفت درست فرمودى از جاى حركت كرده رفت فرمود پدرم اين جبرئيل بود آمد تا بشما معالم دين را بياموزد . بصائر : مسمع كردين گفت به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم من بيمارم