تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بر خلاف آن اظهار كند و دشمنى دشمن را گر چه اظهار محبت با ما بكند . بصائر : ابن بكير گفت حضرت باقر عليه السّلام ميفرمود خداوند ميثاق شيعيان ما را بولايت براى ما گرفته در حالى كه آنها به صورت ذرّ بودند در روز اخذ ميثاق باقرار براى خدا بربوبيت و براى محمّد بنبوّت و بر حضرت محمّد خداوند امتش را عرضه كرد در سرشت گل در حالى كه به صورت شبح بودند . طينت آنها را از همان سرشت آدم آفريد . خداوند ارواح شيعيان ما را دو هزار سال قبل از بدنها آفريد و بر آنها عرضه داشت و به پيامبر اكرم و حضرت على معرفى كرد ما آنها را با اسلوب و طريقه صحبت كردن ميشناسم . بصائر : حبابه والبيه گفت به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم پسر برادرى دارم كه عارف بفضل شماست مايلم بدانم كه آيا از شيعيان شما است فرمود اسم او چيست ؟ عرضكردم فلان بن فلان امام عليه السّلام بخدمتكارى فرمود آن مخزن اسرار را بياور صحيفه بسيار بزرگى را آورد و باز نمود امام عليه السّلام در آن توجهى نموده فرمود آرى اين اسم اوست و اسم پدرش اينجا است . بصائر : مردى از قبيله بنى حنيفه گفت من با عمويم رفتيم خدمت على بن الحسين عليه السّلام در مقابل آقا صحيفه‌هائى بود كه آنها را ملاحظه مينمود . عمويم گفت اين نوشته چيست فدايت شوم ؟ فرمود اين ديوان شيعيان ما است . عرضكرد اجازه ميدهى نام خود را پيدا كنم فرمود آرى . گفت من سواد خواندن ندارم اما پسر برادرم جلو درب خانه است اگر اجازه ميفرمائيد بيايد و بخواند فرمود آرى عمويم مرا برد در ديوان چشم انداختم اول چيزى كه به چشم من خورد اسم خودم بود گفتم بخداى كعبه قسم اين اسم من است . عمويم گفت واى بر تو اسم من كجا است . از پنج يا شش اسم كه رد شدم اسم عمويم بود .