تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
توقف كردند ) مضمون نامه اما پسر ابى حمزه مردى بود كه تاويلى نمود نادرست و اطلاعى راجع به آن نداشت بمردم القا نمود و لجاجت كرد و نخواست خود را تكذيب كند با احاديثى كه تاويل نموده بود و اطلاع در آن مورد نداشت و خيال ميكرد وقتى آباء گرام مرا تصديق نكند با آن حديث نميداند شايد او چنين چيزى نفرموده مثل جريان سفيانى و غيره كه چيزى از آن بوجود نيامده و اينكه ميگويد حرف پدرانش را هيچ چيز نميتواند از بين ببرد بجان خودم قسم حرف آباء من از بين نميرود ولى او منظور از فرمايش آنها را نميفهمد و حقيقت مطلب را درك نميكند اين وضع براى او فتنه و شبهه بوجود آورد فرار كرد از اينكه فرمايش ائمه را تاويل نمايد ( كه حضرت صادق فرموده فرزندم قائم است يا از فرزندان من قائم هستند تاويل كند كه منظور فرزند چندم است چون نتوانست تاويل كند بناچار نصوص متواتره بر اينكه امامها دوازده نفرند تكذيب كرد ) دچار تكذيب ائمه شد . حضرت باقر عليه السّلام فرمود هر كس خيال كند كه كار تمام شده دروغ گفته زيرا خداوند داراى اراده است در باره مخلوقات خود هر چه بخواهد و هر چه مايل باشد انجام ميدهد و فرموده است
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ
پس آخرين ما از اولى است و اولى از آخرى است وقتى خبر دادند كه جريانى در مورد فلان شخص ما است آن جريان در يكى ديگر از ما بوقوع پيوست آن خبرى كه داده‌اند درست مطابق واقع پيش آمده مگر خودشان اين روايت را از حضرت صادق عليه السّلام نقل نميكنند كه فرمود اگر در باره شخصى چيزى گفته شد ولى در او نبود بعد در فرزندش پيدا شد در خود او بوده . توضيح : ابن ابى حمزه اخبار قائم را به حضرت موسى بن جعفر تاويل نمود و گفت آن جناب نمرده انكار امامت حضرت رضا را نمود ميفرمايند حضرت صادق كه فرموده فرزند يا از فرزندانم قائمند اگر فرزند ششم ايشان هم باشد فرزند ايشان است و در مورد فرمايش حضرت باقر كه هر كس خيال كند كار تمام