توضيح دهد بطورى كه من خيال كردم امام عصبانى خواهد شد فرمود با هر زبانى كه مايلى صحبت كن من ميفهمم چه ميگوئى .
اختصاص : ياسر خادم گفت : غلامان حضرت رضا در خانه سقلبى و رومى بودند حضرت رضا عليه السّلام نزديك آنها بود در شب شنيد آنها به زبان خود صحبت ميكنند و ميگويند ما در مملكت خودمان هر سال يك بار فصد ميكنيم اما اينجا فصد نكردهايم .
فردا صبح حضرت رضا عليه السّلام فرستاد از پى يكى از پزشكان فرمود : فلان رگ اين غلام را بزن و فلان غلام را چنين رگ بزن .
بعد به ياسر فرمود : تو رگ نزن . ولى من رگ زدم دستم ورم كرد و سبز شد فرمود : ياسر ترا چه شده . جريان را عرضكردم فرمود مگر من نگفتم رگ نزن حالا دستت را بده دست خود را بر روى دست من كشيد و آب دهان بر آن زد سپس سفارش كرد شام نخورم مدتها بود كه اگر گاهى فراموش ميكردم و شام ميخوردم ناراحت ميشدم و درد بر من روى مىآورد .
اختصاص : حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه امام حسن فرمود خداوند را دو شهر است يكى در مشرق و ديگرى در مغرب كه هر دو ديوارى آهنين دارند و هر شهرى داراى هزار هزار درب است از طلا و در آن هفتاد هزار لغت هر زبانى بر خلاف زبان ديگرى است من عارف به تمام آن لغات و آنچه در آن دو شهر است هستم و در آن دو شهر حجتى غير من و برادرم حسين نيست .
توضيح : شيخ مفيد در كتاب مسائل ميگويد : اعتقاد در باره اطلاع ائمه از تمام صنايع و لغات بايد گفت چيزى امتناع ندارد از ائمه و نه واجب است از نظر عقل و قياس و اخبارى رسيده از اشخاصى كه ما بايد آنها را قبول كنيم باينكه ائمه از آل محمّد اين چيزها را ميدانستند اگر ثابت شد بايد از نظر ثبوتى قطع به آن داشته باشيم ولى من در مورد قطع پيدا كردن به اين اخبار اشكالى دارم خداوند توفيق صواب ميدهد و همين عقيده مرا علماى اماميه دارند ولى با ما مخالفت
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 138
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٨