كدام در ماه سى درهم بده بعد رفتند .
عرضكردم آقا با اين غلام به زبان حبشى صحبت كردى چه دستور به او دادى . فرمود به او سفارش كردم با دوستانش خوش رفتار باشد و بهر كدام در ماه سى درهم بدهد . زيرا من وقتى او را ديدم فهميدم غلام دانائى است و از فرزندان ملوك آنها است او را سفارش كردم به تمام آنچه لازم داشتم سفارش مرا پذيرفت با اينكه او غلام درستى است .
سپس فرمود : شايد تعجب كردهاى از صحبت كردن من با او به زبان حبشى . تعجب نكن آنچه از امر امام بر تو مخفى است شگفت انگيزتر و زيادتر است اين در مقابل علم امام مثل قطره آبى است كه پرندهاى از دريا با منقار خود بگيرد به نسبت خود دريا آيا آنچه از دريا ميگيرد با منقارش خيال ميكنى از دريا كم مىشود .
فرمود : امام بمنزله دريا است آنچه نزد اوست تمامشدنى نيست و علمهايش بيشتر از اينها است كبوتر وقتى با منقار خود قطرهاى از دريا ميگيرد چيزى كم نكرده همين طور عالم علمش تمامشدنى نيست و عجايب او پايان يافتنى .
اختصاص : على بن مهزيار گفت غلامم را فرستادم خدمت حضرت هادى غلامى از نزديكيهاى قسطنطنيه بود غلام با تعجب برگشت گفتم چه شده پسرم گفت چگونه تعجب نكنم با من به زبان رومى صحبت ميكرد مثل اينكه يك فرد رومى است گمان كردم با صحبت كردن به اين زبان مايل بوده غلامان نشنوند چه صحبت شده بين آنها .
اختصاص : عمّار ساباطى گفت : حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود : عمار ابو مسلم فطلّله و كسا و كسيحه بساطورا عرضكردم من شخصى نبطى ( ساكنان بين عراقين ) را نديدم كه فصيحتر از شما باشد فرمود عمار و بهر زبانى .
اختصاص : ابو يزيد فرقد گفت : خدمت حضرت صادق بودم غلامى اعجمى را فرستاد از پى كارى غلام برگشت و شروع بتغيير ماموريت كرد نميتوانست خوب
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 137
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٧