اختصاص و بصائر : موسى نميرى گفت بدرب خانه حضرت باقر رفتيم اجازه ورود خواستيم صداى محزونى شنيديم كه بعبرانى ميخواند بمحض شنيدن صدا بگريه شديم با خود خيال كرديم امام يكى از اهل كتاب را آورده او ميخواند اجازه ورود داد وارد شديم در نزد او احدى را نديديم گفتيم خدا بشما خير دهد صدائى با لهجه عبرانى شنيديم خيال كرديم شما يكنفر از اهل كتاب را دستور دادهايد بخواند فرمود نه ، يادم از مناجات اليا با پروردگار آمد گريه كردم از آن عرضكرديم فدايت شويم مناجات اليا چگونه است شروع كرد به خواندن اين جملات
« يا رب اتراك معذبى بعد طول مقامى لك ؟ اتراك معذبى بعد طول صلاتى لك ؟
خدايا آيا مرا عذاب ميكنى بعد از اين مدت طولانى كه در خدمت توام ؟ آيا مرا عذاب خواهى نمود بعد از اين همه نماز ؟ اعمال خود را يكى پس از ديگرى شروع كرد بشمردن خداوند به او وحى كرد من ترا عذاب نخواهم كرد .
گفت پروردگارا چه كسى ميتواند جلو قدرت ترا بگيرد اگر بعد از قبول كردن باز بگوئى نه من بندهى توام و در اختيارت ميباشم . خداوند به او وحى كرد كه من وقتى چيزى بگويم به آن وفا خواهم كرد .
از خرايج روايت تكرار مىشود بدون توضيح مناجات اليا .
تفسير عياشى : عبد اللَّه بن سنان گفت : از حضرت صادق عليه السّلام راجع به آيه
قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها
.
فرمود : هر چه ميخواستند پنهان ميكردند و هر چه مايل بودند افشا و اظهار ميكردند .
در روايت ديگرى است : آيات را در كاغذها مينوشتند بعد هر چه را مايل بودند اظهار ميكردند و آنچه نميخواستند پنهان مينمودند . بعد فرمود هر كتابى كه نازل شد در نزد اهل علم است .