« و هذا القول من الشيخ ( رحمه الله ) فى الاستبصار يشعر بأنّه لايرتضيهو إلّا لكان يقول فى رحبة المتأوّل : ثلاثة أوجه ، ثمَّ يسند الثالث إلى ابن بابويه ، لكنّه لمّا جمع بوجهين ثمَّ قال : و كان ابن بابويه ( رحمه الله ) يجمع بكذا ، دلّ على أنّه غير قائل به » « 1 »
اين نظريه از جانب شيخ طوسى در كتاب استبصار مشعر به عدم رضايت ايشان از آن نظر است و گرنه شايسته بود در ابتداى تأويل مىفرمود : سه وجه وجود دارد ؛ و سپس وجه سوم را به ابن بابويه نسبت مىداد ؛ ولى شيخ زمانى كه دو وجه را جمع كرد ، آنگاه گفت : ابن بابويه اين گونه بين اخبار جمع مىكرد [ اين مطلب ] دلالت دارد بر اينكهشيخ قائل به نظر ابن بابويه نبوده است .
جالب است كه مستند مرحوم ابن ادريس ( رحمه الله ) در نسبت دادن عدول به جناب شيخ طوسى ( رحمه الله ) از فتواى « النهاية » به كلام « الاستبصار » ، بيانِ دو توجيه بر روايت ابن ابى يعفور از سوى شيخ ( رحمه الله ) و طرح نظر شيخ صدوق ( رحمه الله ) در ذيل دو توجيه و در قالب يك تاويل است !
از اين رو ، ابن ادريس ( رحمه الله ) مىفرمايد : شيخ طوسى ( رحمه الله ) سخن صدوق ( رحمه الله ) را در فرق نگذاشتن بين ذات ولد و غير ذات ولد قبول ندارد و آن را به صورت « تأويل » نه « توجيه سوم » در كلام خود بيان نموده است .
بنابراين جناب ابن ادريس ( رحمه الله ) از نحوهى برخورد شيخ طوسى ( رحمه الله ) با كلام صدوق ( رحمه الله ) چنين نتيجه مىگيرد كه : ايشان از فتواى خود در « النهاية » به فتواى « الاستبصار » رجوع و عدول نموده است ؟ !
بررسى يك سؤال ديگر
آيا برداشت مرحوم ابن ادريس ( رحمه الله ) و علامه حلّى ( رحمه الله ) از كلام شيخ طوسى ( رحمه الله ) كه مبناى ادّعاى عدول شده ، صحيح است يا خير ؟
به عبارت ديگر :
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : مختلف الشيعة فى أحكام الشريعة ، علامه حلى ( رحمه الله ) ، ج 9 ، ص : 56 .