تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
غير از اينكه اين خبر را [ به عنوان يك خبر ] روايت كرده . البته مرحوم شيخ يوسف بحرانى ( رحمه الله ) در « الحدائق الناضرة فى احكام العترة الطاهرة » در مورد اين مقطوعه نيز ، با اذعان به بى اعتبارى آن ، مىفرمايد : « والاظهر حمله على ما حملنا عليه أمثاله ، على أن الرواية المذكورة مقطوعة و إنما هى فتوى عبد الله بن سنان فلا تقوم به حجة » . « 1 » اظهر ، حمل اين مقطوعه بر مواردى است كه امثال آن را حمل مىكرديم ؛ [ كنايه از اينكه مانند ساير مقطوعه‌ها بىاعتبار است ] بخاطر اينكه اين روايت ، مقطوعه بوده و فتواى عبدالله بن سنان است ؛ [ لذا غير قابل اعتماد است ] و بواسطه‌ى آن ، حجت اقامه نمىشود . نكته‌ى قابل توجه اينكه : روايت مقطوعه « دو » تعريف دارد كه يكى اعم از ديگرى است : * نزد علماى درايه : « به روايتى اطلاق مىشود كه تصريحاً و اشارتاً از امام ( ع ) قطع شده باشد » . * نزد علماى فقه : « به روايتى اطلاق مىشود كه اعم از روايت مضمره و مقطوعه است » . پستعريف دوم ، اعم از تعريف اول است ؛ يعنى اين تعريف ، هم شامل روايت مضمره مىگردد و هم شامل مقطوعه‌ى با تفسير علماى درايه . نتيجه‌ى مناقشه‌ى چهارم با توجه به مناقشات ياد شده ، به اين نتيجه مىرسيم كه در جوامع عظام روايى ، مقطوعات فراوانى وجود دارد كه علماء و فقهاء در مورد آن‌ها قائل‌اند كه ، روايت نيستند ؛ بلكه آن‌ها را فتاواى روات مىدانند ؛ پس قرينه‌ى سوم هم كه تأكيد بر روايت بودن مقطوعه ابن اذينه داشت ، كنار مىرود .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : الحدائق الناضرة فى أحكام العترة الطاهرة ، شيخ يوسف بحرانى ( رحمه الله ) ، ج 25 ، ص 283 .