چه چيزى ارث نمىبرد ، غير از اين بيانى كه در روايتمطرح نموده ، راه بيان ديگرى نداشته ؛ در اين صورت نمىتوان يك شىء را قرينه براى شئ ديگر قرار داد ؛ بنابراين روايت مىخواهدبفرمايد كه :
* در جايى كه آجر ، بناء ، چوب و نى وجود دارد ، زوجه از عين آنها ارث نمىبرد ولى از قيمتشان ارث مىبرد . و :
* در جايى كه آجر ، بناء ، چوب و نى وجود ندارد ، زوجه از عين و قيمت آنها ارث نمىبرد .
* دليل سوم : اينكه محقق بروجردى ( رحمه الله ) قصد كردند كه فراز ابتدايى روايت را قرينه براى ضابطهى آتيقرار دهند ، كارى بسيار دور از فصاحت و بلاغت است .
به عبارت روشنتر : اين نحوه قرينه قرار دادن ، كه محقق بروجردى ( رحمه الله ) در اين احتمال مطرح مىنمايند ، از فصاحت و بلاغت بسيار دور است ؛ يعنى اينكه ايشان جملهى اول روايت را ، - يعنى : « سَأَلْتُهُ عَنِ النِّسَاءِ مَا لَهُنَّ مِنَ الْمِيرَاثِ ؟ قَالَ ( ع ) : لَهُنَّ قِيمَةُ الطُّوبِ وَ الْبِنَاءِ وَ الْخَشَبِوَ الْقَصَبِ » - كه راوى از امام ( ع ) پيرامون ميراث زوجه پرسيده است ، قرينهى ضابطهاى كه بعداً مىخواهد بيايد - يعنى : « فَأَمَّا الْأَرْضُ وَ الْعَقَارَاتُ فَلَا مِيرَاثَ لَهُنَ » - قرار مىدهند ، از فصاحت و بلاغت به دور است .
نكات مهم در سومين عنوان عام
- بررسى احتمال ترديد راوى بين كلمه « دار » و « ارض »
برخى گمانكردهاند : علّت اينكه راوى ، در روايت « پنجم » ، كلمه « دارٍ أو ارضٍ » آورده است بخاطر اين بوده كه او بين اين دو كلمه ، ترديد داشته است .
بطلان احتمال ترديد راوى در روايت پنجم
* اولًا : اينكه گفته شده ، راوى بين دو كلمه وارده در اين روايت ترديد
*
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٨٨