منظور از تكذيب « حسنى » همان انكار پاداشهاى قيامت است ، و يا انكار دين و آئين و روش نيكوى پيغمبران .
تعبير « * ( فَسَنُيَسِّرُه لِلْعُسْرى ) * » كه در واقع دو تعبير ظاهر متضاد است ( ما راه آنها را به سوى مشكلات آسان مىسازيم ) نقطه مقابل « * ( فَسَنُيَسِّرُه لِلْيُسْرى ) * » است به اين ترتيب كه خداوند گروه اول را مشمول توفيقات خود قرار مىدهد ، و پيمودن راه اطاعت و انفاق را بر آنها آسان مىسازد ، تا از مشكلات در زندگى رهايى يابند ، ولى گروه دوم توفيقاتشان سلب شده پيمودن راه براى آنها مشكل مىشود ، و در دنيا و آخرت مواجه با سختيها خواهند بود ، و اصولا براى اين بخيلان بى ايمان انجام اعمال نيك و مخصوصا انفاق در راه خدا كار سخت و دشوار است ، در حالى كه براى گروه اول نشاطآور و روحافزا است ( 1 ) .
و در آخر آيه مورد بحث به اين بخيلان كور دل هشدار مىدهد و مىفرمايد :
« در آن هنگام كه او در قبر يا جهنم سقوط مىكند اموالش به حال او سودى نخواهد داشت » ( * ( وَما يُغْنِي عَنْه مالُه إِذا تَرَدَّى ) * ) .
نه مىتواند اين اموال را با خود از اين دنيا ببرد ، و نه اگر ببرد مانع سقوط او در آتش دوزخ خواهد شد .
« ما » در آغاز اين آيه ممكن است « نافيه » باشد ( چنان كه در بالا گفتيم )
هامش
( 1 ) « يسرى » و « عسرى » هر دو صيغه مؤنث است ( ( مذكر آن « ايسر و اعسر » است ) و ذكر اين دو به صورت صيغه مؤنث يا به خاطر آن است كه موصوف آن « مجموعه اعمال » است و در تقدير چنين خواهد بود فسنيسره الاعمال يسرى - او - لاعمال عسرى يا مجموعه مسائل و پيشامدهاى زندگى ، و اگر موصوف آن مفرد باشد ممكن است « طريقه » يا « خلة » و مانند آن بوده باشد .