افراد مختلف در زمينه اوصاف پروردگار شده بود مىفرمايد : « بگو او خداوند يكتا و يگانه است » ( * ( قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ) * ) ( 1 ) آغاز جمله با ضمير « هو » كه ضمير مفرد غائب است و از مفهوم مبهمى حكايت مىكند ، در واقع رمز و اشاره اى به اين واقعيت است كه ذات مقدس او در نهايت خفاء است ، و از دسترس افكار محدود انسانها بيرون ، هر چند آثار او آن چنان جهان را پر كرده كه از همه چيز ظاهرتر و آشكارتر است ، چنان كه در آيه 53 سوره فصلت مىخوانيم : سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه الْحَقُّ : « به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهيم تا آشكار گردد كه او حق است » .
سپس از اين حقيقت ناشناخته پرده برمىدارد و مىگويد : « او خداوند يگانه و يكتا است » .
ضمنا معنى « قل » ( بگو ) در اينجا اين است كه اين حقيقت را ابراز و اظهار كن .
در حديثى از امام باقر ع آمده است كه بعد از ذكر اين سخن فرمود :
كفار و بتپرستان با اسم اشاره به بتهاى خود اشاره كرده ، مىگفتند : « اين خدايان ما است اى محمد ! تو نيز خدايت را توصيف كن تا او را ببينيم و درك كنيم » خداوند اين آيات را نازل كرد : * ( قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ) * . . . « ها » در « هو » اشاره به تثبيت و توجه دادن به مطلب است ، « واو » ضمير غائب است و اشاره
هامش
( 1 ) جمعى هو را در اينجا « ضمير شان » گرفتهاند ، بنا بر اين معنى چنين مىشود مطلب چنين است كه خداوند يگانه مىباشد ، ولى بهتر آن است كه « هو » اشاره به ذات پاك خداوند كه براى سؤال كنندگان نامعلوم و مبهم بوده است باشد بنا بر اين « هو » مبتدا « اللَّه » خبر و « احد » خبر بعد از خبر خواهد بود .