سپس از شتر خود فرود آمد ، و براى نابودى بتها نزديك خانه كعبه آمد ، بتها را يكى پس از ديگرى سرنگون مىكرد و مىفرمود : جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً : « حق آمد و باطل زايل شد و باطل زايل شدنى است » .
چند بت بزرگ بر فراز كعبه نصب شده بود كه دست پيامبر ص به آنها نمىرسيد امير مؤمنان على ع را امر كرد پاى بر دوش مباركش نهد و بالا رود ، و بتها را به زمين افكنده بشكند ، على ع اين امر را اطاعت كرد .
سپس كليد خانه كعبه را گرفت و در را بگشود و عكسهاى پيغمبران را كه بر در و ديوار داخل خانه كعبه ترسيم شده بود محو كرد .
3 - بعد از اين پيروزى درخشان و سريع پيغمبر اكرم ص دست در حلقه در خانه كعبه كرد و رو به اهل مكه كه در آنجا جمع بودند فرمود و گفت :
« شما چه مىگوئيد ؟ و چه گمان داريد ؟ ! در باره شما » چه دستورى بدهم « ؟
عرض كردند : ما جز خير و نيكى از تو انتظار نداريم ، تو برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار مايى ! و امروز به قدرت رسيده اى ، ما را ببخش ، اشك در چشمان پيامبر ص حلقه زد ، صداى گريه مردم مكه نيز بلند شد .
پيغمبر اكرم ص فرمود : من در باره شما همان مىگويم كه برادرم يوسف گفت ، « امروز هيچگونه سرزنش و توبيخى بر شما نخواهد بود ، خداوند شما را مىبخشد و او ارحم الراحمين است » ( 1 ) و به اين ترتيب همه را عفو كرد و فرمود : همه آزاديد ، هر جا مىخواهيد برويد .
در ضمن پيغمبر خدا ص دستور داده بود كه لشگريانش مزاحم هيچكس
هامش
( 1 ) سوره يوسف آيه 92 .