ممكن است منظور الفت بخشيدن قريش به اين سرزمين مقدس باشد كه آنها در طول سفر تابستانه و زمستانه خود عشق و علاقه به اين كانون مقدس را از دل نبرند ، و به خاطر امنيتش به سوى آن بازگردند ، نكند تحت تاثير مزاياى زندگى سرزمين يمن و شام واقع شوند و « مكه » را خالى كنند .
و يا اينكه منظور ايجاد الفت ميان قريش و ساير مردم در طول اين دو سفر بزرگ است ، چرا كه بعد از داستان ابرهه مردم با ديده ديگرى به آنها مىنگريستند ، و براى كاروان قريش احترام و اهميت و امنيت قائل بودند .
قريش هم نياز به اين امنيت در طول راه داشت ، و هم نياز به آن در سرزمين مكه ، و خداوند در سايه شكست لشكر ابرهه هر دو امنيت را به آنها بخشيد .
مىدانيم زمين « مكه » باغ و زراعتى نداشت ، دامدارى آن نيز محدود بود ، بيشترين درآمد از طريق همين كاروانهاى تجارى تامين مىشد ، در فصل زمستان به سوى جنوب يعنى سرزمين يمن كه هواى آن نسبة گرم بود روى مىآوردند ، و در فصل تابستان به سوى شمال و سرزمين شام كه هواى ملايم و مطلوبى داشت ، و اتفاقا هم سرزمين يمن و هم سرزمين شام از كانونهاى مهم تجارت در آن روز بودند ، و مكه و مدينه حلقه اتصالى در ميان آن دو محسوب مىشد .
البته قريش با كارهاى خلافى كه انجام مىدادند مستحق اينهمه لطف و محبت الهى نبودند ، اما چون مقدر بود از ميان قبيله ، و از آن سرزمين مقدس ، اسلام و پيغمبر اكرم ص طلوع كند ، خداوند اين لطف را در حق آنها انجام داد .
در آيه بعد چنين نتيجه مىگيرد كه قريش با اينهمه نعمت الهى كه به بركت
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٢