بركات مختلف اين سرزمين استفاده مىنمودند .
همه اينها در سايه امنيت ويژه آن بود ، اگر با لشكركشى ابرهه و امثال او اين امنيت خدشه دار مىشد يا خانه كعبه ويران مىگشت ديگر كسى با اين سرزمين الفتى پيدا نمىكرد .
واژه « قريش » به طورى كه بسيارى از مفسران و ارباب لغت گفتهاند در اصل به معنى نوعى از حيوانات بزرگ دريايى است كه هر حيوانى را به آسانى مىخورد ! اين عبارت از « ابن عباس » معروف است كه وقتى از او سؤال كردند : چرا قريش را « قريش » مىنامند ؟ در پاسخ چنين گفت :
لدابة تكون فى البحر من اعظم دوابه يقال لها القريش ، لا تمر بشىء من الغث و السمين الا اكلته ! : « اين به خاطر آن است كه در اصل نام حيوانى از بزرگترين حيوانات دريا است كه به هيچ حيوان لاغر و چاقى نمىگذرد مگر اينكه آن را مىبلعد » ! سپس از اشعار عرب براى سخن خود شاهد مىآورد .
بنا بر اين انتخاب اين نام براى قبيله فوق به خاطر قدرت و قوت اين قبيله ، و سوء استفاده هايشان از اين قدرت بوده است .
ولى بعضى آن را از ماده « قرش » ( بر وزن فرش ) به معنى « اكتساب » دانستهاند چرا كه اين قبيله غالبا به تجارت و كسب مشغول بودند .
بعضى نيز اين ماده را به معنى « بازرسى و تفتيش » مىدانند ، و از آنجا كه قريش از حال حجاج خبر مىگرفتند ، و گاه به كمك آنها مىشتافتند ، اين واژه براى آنها انتخاب شده .
« قرش » در لغت به معنى اجتماع نيز آمده است ، و چون اين قبيله از اجتماع و انسجام خاصى برخوردار بودند اين نام براى آنها انتخاب شده .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٠