كرده بود ، و جمعى از معاصران پيامبر مسلما آن را با چشم خود ديده بودند .
تعبير به « اصحاب الفيل » به خاطر همان چند فيلى است كه آنها با خود از يمن آورده بودند ، تا مخالفان را مرعوب ساخته و شترها و اسبها از مشاهده آن رم كنند و در ميدان جنگ نمانند ( 1 ) .
سپس مىافزايد : « آيا خداوند نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد » ؟ ! ( * ( أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ) * ) .
آنها قصد داشتند خانه كعبه را خراب كنند ، به اين اميد كه به كليساى يمن مركزيت بخشند ، و تمام قبائل عرب را متوجه آنجا سازند ، اما آنها نه تنها به مقصد خود نرسيدند ، بلكه اين ماجرا كه آوازه اش در تمام جزيره عربستان پيچيد بر عظمت مكه و خانه كعبه افزود ، و در دلهاى مشتاقان را بيش از پيش متوجه آن ساخت و به آن ديار امنيت بيشترى بخشيد .
و منظور از « تضليل » كه همان گمراه ساختن است اين است كه آنها هرگز به هدف خود نرسيدند .
سپس بر شرح اين ماجرا پرداخته ، مىفرمايد : « خداوند پرندگانى را گروه گروه بر سر آنها فرستاد » ( * ( وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ) * ) .
« ابابيل » بر خلاف آنچه در زبانهاى مشهور است نام آن پرنده نبود ، بلكه معنى وصفى دارد ، بعضى آن را به معنى « جماعات متفرقه » دانستهاند ، به اين معنى كه پرندگان مزبور « گروه ، گروه » از هر طرف به سوى لشكر فيل آمدند .
هامش
( 1 ) « فيل » گر چه در اينجا مفرد است ، ولى معنى جنس و جمع دارد .