محسوب مىشود .
قرآن در پاسخ اين گروه مىفرمايد : « چنان نيست كه او مىپندارد » ( * ( كَلَّا ) * ) .
« بلكه به زودى با كمال ذلت و حقارت در آتشى خرد كننده پرتاب مىشود » ! ( * ( لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ) * ) .
بعد « حطمة » را چنين تفسير مىكند : « و تو چه مىدانى حطمه چيست » ؟ ! ( * ( وَما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ ) * ) .
« آتش برافروخته الهى است » ( * ( نارُ اللَّه الْمُوقَدَةُ ) * ) .
« آتشى كه از دلها سرمىزند » و نخستين جرقه هايش در قلوب ظاهر مىشود ! ( * ( الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَةِ ) * ) .
« لينبذن » از ماده « نبذ » ( بر وزن سبز ) به گفته « راغب » در « مفردات » در اصل به معنى دور انداختن چيزى به خاطر حقارت و بى ارزشى آن است .
يعنى خداوند ، اين مغروران خودخواه خود برتربين را در آن روز به صورت موجوداتى ذليل و بى ارزش در آتش دوزخ پرتاب مىكند ، تا نتيجه كبر و غرور خود را ببينند .
« حطمه » صيغه مبالغه از ماده « حطم » به معنى درهم شكستن چيزى است ، و اين نشان مىدهد كه آتش سوزان دوزخ به شدت اعضاى آنها را درهم مىشكند ، ولى از بعضى از روايات استفاده مىشود كه « حطمه » نام تمام جهنم
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٥