تو كه اشرف مخلوقاتى ، و شايسته ترى ؟ ! ولى مناسبت اول روشنتر است .
2 - آيا طبيعت انسان ناسپاسى و بخل است ؟
ممكن است كسانى از جمله * ( إِنَّ الإِنْسانَ لِرَبِّه لَكَنُودٌ ) * چنين استفاده كنند كه حالت « كنود » بودن ، يعنى ناسپاسى و بخل ، جزء طبيعت همه انسانها است ، سپس اين سؤال پيش مىآيد كه اين امر با و جدان بيدار و شعور فطرى كه انسان را دعوت به شكر منعم و ايثار مىكند چگونه مىتواند سازگار باشد ؟
نظير اين سؤال در آيات زيادى از قرآن مجيد كه انسان را با نقاط ضعف واضحى توصيف مىكند مطرح مىشود .
در يك جا انسان « ظلوم و جهول » شمرده شده ( احزاب - 72 ) .
در جاى ديگر « هلوع » ( كم ظرفيت ) ( معارج - 19 ) .
و در جاى ديگر يؤوس و كفور ( مايوس و ناسپاس ) ( هود - 9 ) .
و در جاى ديگر طغيانگر ( علق - 6 ) توصيف شده است .
آيا به راستى همه اين نقاط ضعف در طبيعت انسان نهفته است ؟ با اينكه قرآن تصريح مىكند كه خدا بنى آدم را گرامى داشته ، و بر همه خلايق برترى بخشيده ، : وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا ( اسراء - 70 ) .
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود ، و آن اينكه : انسان داراى دو بعد وجودى است ، و به همين دليل مىتواند در قوس صعوديش به « اعلى عليين » رسد ، و در قوس نزوليش به اسفل سافلين كشيده شود .
اگر تحت تربيت مربيان الهى قرار گيرد ، و از پيام عقل الهام پذيرد